عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
64
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
پيغمبر ( ص ) مدتى از چاه غرس و مدتى از چاه سقيا آب مىآورد . هيثم بن نصر بن دهر اسلمى از شمار كسانى است كه به نوشته واقدى ، خادم پيغمبر ( ص ) بود ، گويد : از چاه ابو الهيثم بن تيهان كه در همسايگى بود و آب خوش داشت ، آب مىآورديم . در صحيح مسلم ضمن حديثى طولانى از جابر آمده است كه مردى از انصار براى پيغمبر ( ص ) با آويختن مشك ، آب خنك مىكرد . ( 1 ) حضرت از مدينه ، آب زمزم مكّه مىطلبيد و به تعجيل در آن تأكيد مىكرد در الاصابه در احوال اثيله خزاعى آمده است كه پيغمبر ( ص ) از مدينه به سهيل بن عمرو نوشت : وقتى نامهام به تو رسيد ، همان روز قدرى آب زمزم برايم بفرست . سهيل از اثيله خزاعى مدد خواست و دو مشك تهيه نموده پرآب كرد و بر شترش به مدينه فرستاد . نيز در الاصابه در احوال ازيهر مولاى سهيل بن عمرو كه از صحابه بود آمده است كه سهيل به وسيله او ، آب زمزم براى پيغمبر ( ص ) فرستاد . در روايتى ديگر ، ازيهر عجله داشت كه تا آب مشكها خشك و خالى نشده ، راهى شود . نيز در آن كتاب از شيخ مفيد در مناقب على ( ع ) روايت مىكند پيغمبر ( ص ) در راه حديبيه ، به جحفه رسيد و آنجا آب نبود ، سعد بن مالك را براى آب فرستاد . سعد با مشكهاى خالى برگشت و عذر خواست . پيغمبر ( ص ) على ( ع ) را فرستاد و على ( ع ) با مشكهاى پر بازگشت . از انس روايت است كه به پيغمبر ( ص ) شربت عسل ، آب ، شير و نبيذ [ در اينجا آبى است كه با خيساندن خرما ، كشمش در آن ، خوش طعم شده باشد ] مىنوشانيدم . ( 2 ) در صبح الاعشى « 1 » آمده است كه پيغمبر ( ص ) از يك يهودى آب خواست و پس از نوشيدن دعايش كرد كه « خدا تو را زيبا كناد » . آوردهاند كه آن يهودى تا وقتى كه مرد ، اثر پيرى در صورتش ظاهر نشد . از اين روايت بر مىآيد كه مىتوان در گفتگو غير مسلمان را دعا كرد . اسق يهودى غلام عمر بن خطاب بود . عمر اسلام را بر او عرضه مىكرد ، ولى او نمىپذيرفت . عمر به او گفت : لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ . « 2 » عمر موقع مردن آزادش كرد و او در آن هنگام نصرانى [ شده ] بود . « 3 »
--> ( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 6 ، ص 344 . ( 2 ) . بقره ، 256 . ( 3 ) . همان ، ص 109 .